تبليغاتX
ایران جنرال www.IranGeneral.ir

ایران جنرال www.IranGeneral.ir
 
شاد زيستن بهترين هنر است || پس هنرمند باش مثل ايران جنرالي ها
 

.. از اون روز به بعد،‌ همه با هم به خوبي و خوشي در كنار هم زندگي كردند...!
 قصه ما به سر رسيد كلاغه به خونه‌اش نرسيد...»
مادربزرگ چشمهاي خواب‌آلودش رو ماليد.
گفتم: «بعدش چي شد؟؟!»
خنديد و جواب داد: «همين ديگه! تموم شد! خب عزيزم، ديگه بگير بخواب...»
اونشب گذشت. فردا شب باز هم مادربزرگ قصه ديگري رو با همين جمله به پايان رسوند:
«... خلاصه سيندرلا و پسر حاكم با هم عروسي كردند و ساليان سال به خوبي‌ و خوشي در كنار هم زندگي كردند...»
پرسيدم: «الان كجا هستن ماماني؟»
مامان بزرگ گفت: «وا ! اين سئوالا چيه بچه ؟! اينا همش قصه‌اس!»


سالها گذشت،
 ولي ذهن كنجكاو و جستجوگر من هميشه به دنبال جواب بود. هيچكس، از قهرمانان داستانها و قصه‌هاي مادربزرگ خبري‌ نداشت و نميدونست كه آيا هنوز هم كه هنوزه با خوبي‌ و خوشي در كنار هم زندگي ميكنند يا نه؟
 اما من هميشه توي خواب و بيداريم به دنبال قهرمانان قصه‌هاي مادربزرگ بودم و از دوست و آشنا سراغشون را ميگرفتم تا اينكه بالاخره بعد از بيست و چند سال تونستم پيداشون كنم:


سيندرلا برخلاف تصور بقيه اصلا هم به خوبي‌ و خوشي زندگي نميكنه.. شوهرش ميگه: كاشكي بجاي اينكه زنم رو از روي سايز كفشش انتخاب كنم، از روي اخلاق و رفتارش انتخاب ميكردم! خونه ما از موش و جك و جونوراي ديگه پر شده! اين هم شد زندگي؟ مادر زن هم نداريم كه بفرستيمش خونه اون!


زيباي خفته كه شاهزاده شهر اومد و بوسيدش و از خواب بيدار شد، حالا با وجود سه تا بچه نتونستن با هم زندگي كنن و از هم جدا شدن. علت رو كه ازش پرسيدم گفت: «واسه خودم راحت خوابيده بودم ها! دلم خوش بود كه با «شاهزاده» دارم ازدواج ميكنم. از وقتي كه حكومت باباش سرنگون شده همش ميگه: دو سه ماه ديگه صبر كنين برميگرديم مملكتمون و من ميشم شاه! كارش هم اينه كه بشينه خونه و بگه: آهاي مردم غيور! شما انقلاب بكنيد،‌ به نتيجه كه رسيدين منو خبر كنين بيام شاهتون بشم!»


علي بابا با اون چهل تا دزد بغداد، برگشتن عراق كه ببينن ميتونن بمب اتمي، چيزي از خزانه صدام دو دره كنن يا نه!


سپيد برفي حامله شده و باز هم مثل 2 تا بچه قبليش، سر اينكه كدوم يكي از هفت تا كوتوله، باباي بچه‌اس دعوا شده شديد!


از «پدر ژپتو» سراغ پينوكيو رو گرفتم. اخم كرد و گفت: «اين پسره آدم بشو نيست! قول داده بود بره مدرسه، ولي تا قصه تموم شد زيرش زد! من هم كه دستم به جايي بند نبود، قصه هم رفته بود زير چاپ ديگه نميشه عوضش كرد...


 



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم دی 1385 توسط الهه

مجادله در ادبیات بر سر یک خال ناقابل

 

حافظ

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند وبخارا را

 

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر ودست وتن وپا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمر قند وبخا را را

 

شهریار

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح واجزا را

هر آنکس چیز می بخشد به سان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر ودست وتن وپا را

سر ودست وتن وپا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

 

بهمن

اگر آن ترک شیرازی به دست آرددل ما را

بخال هندویش بخشم شعور هر سه شاعر را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال دیگران بخشد

چونین رسم است مال بخشی این زمانه ما را

نه چون این سه که میبخشند

ملک وروح وسر ودست وتن وپا را

 

شاعر رشتی

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم زن وبچه ،همه چیز تن خود را

 

شاعر ترک

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

ازش پرسم هارا گدی  با خا مارا

 

شاعر لر

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش رینم ندیده سبیل پهن ما را

 

شاعر آبادانی

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم درخت نخل خرما را

مویوم خارجی بلدوم .گوش کن حلیمه

های های حلیمه.بی بی حلیمه



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 توسط الهه

 

 

 

در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري كه اخيرا برگزار شده بود بيل گيتس موسس مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا كرد:

 

اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشين‌هايي سوار مي‌شديم كه قيمتشان 25 دلار و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود.

 

جنرال موتورز هم در جواب بيل گليتس اعلام كرد:

اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما ماشين‌هايي با اين مشخصات سوار مي‌شديم:

 

1- كيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما مي‌پرسيد: Are You sure?

 

2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف مي‌كرد!

 

3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي مي‌كردند شما بايد يك ماشين جديد مي‌خريديد!

 

4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز مي‌ايستاد و شما چاره‌اي جز استارت مجدد restart نداشتيد!

 

5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot down مي‌شد و استارت آن نيز ار كار مي‌افتاد. در اينگونه موارد چاره‌اي جز نصب مجدد reinstall نداشتيد!

 

6- فقط يك نفر از ماشين مي‌توانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين مدل 95 يا NT براي آن صندلي‌هاي بيشتري خريداري مي‌كرديد!

 

7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سريعتر و راحت‌تر از ماشين‌هاي مايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جاده‌ها مي‌شد اين ماشينها را يافت!

 

8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض مي‌شدند!

 

9- صندلي‌هاي جديد همه را مجبور مي‌كردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!

 

10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشه‌هاي راهها مي‌كرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر مي‌شد!

 

11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه مي‌كرد خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد مي‌گرفتند چون هيچ يك از عملكردها و كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!

 

12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را مي‌زدند!

 



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم دی 1385 توسط الهه

...همه‌ی ما می‌دانیم و بر این موضوع واقفیم كه «دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسه‌ی انواع و اقسام این موجود مهم می‌پردازیم:

1. پیش از دبستان:
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسی‌ترین و حیاتی‌ترین پرسش‌های زندگی‌اش آشنا می‌شود؛ پرسش‌هایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»،‌ «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!‌“ و كم كم پرسش‌هایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی می‌خوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعی‌اش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه می‌داند اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر می‌خواهم مزاحم می‌شوم ولی اگر شما یادتان هست در شش‌ماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر كنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!

2.‌ دبستان:
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسش‌هایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»‏‏، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجه است.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).

3. دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل می‌شوند به یك جور «من دیگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّه‌ی روزنامه‌فروشی، و «یه كمی هم درس بخون». پرسش‌های مهمی كه با آن مواجه می‌شوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگی‌ها این قدر جلوی آیینه‌ای؟!»، «گوشی تلفن كو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!

پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كی می‌خوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، می‌خوای در آینده‌ی نزدیك بزرگ بشی یا آینده‌ی دور؟!» افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیق‌بازی و معرفت و اینا.
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیم‌های از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

4. پیش‌دانشگاهی:
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب می‌شوند. یك چیزی در مایه‌های «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمی‌كنند: یكی زمانی كه درس‌ها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولی می‌ترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همه‌ی بقیه‌ی زندگی و مانند اینها.
علایق: یادگیری روش‌های تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...

5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، «عطر گل‌های بهاری»، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسش‌های متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «كلاس تشكیل نمی‌شه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟»، « ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا می‌خوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»
علایق:
دختر: بوفه‌ی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...

مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل.

پایدار باشید محمد



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم دی 1385 توسط محمد
...
آدم: الو؟ كجائی؟ چرا موبايلتو جواب نميدی؟

حوا: سلام... هيچی... رفته بودم دو كيلو سيب از درخت ممنوعه بچينم! حالا يه ساعته واستادم اينجا،‌ نه از تاكسی خبريه،‌ نه از شخصی.

آدم: چی ميگی زن؟! تاكسی كه هنوز اختراع نشده بابا!

حوا: اِوا راست ميگيا! پاك يادم رفته بود!

آدم: پياده بيا تورو خدا! اين هابيل بيچاره از گشنگی با شورتش دلمه درست كرد خورد!

حوا: وای خاك عالم! اومدم...! راستی قابيل كجاس؟!

آدم: نميدونم والا! من كه اومدم خونه نبود.. لابد بازم رفته بيرون الواتی! ديشب هم دير اومد خونه و بو سيگار ميداد! اين پسر آخر سر خودشو بدبخت ميكنه! حالا ببين من كی گفتم!

حوا: نگو تو رو خدا! خدا مرگم بده! بچه‌ام گناه داره! برخورد ديروز تو هم باهاش اصلا صحيح نبود! اين طرز برخورد از نظر روانشناسی كاملا رد شده‌‌اس و روی شخصيت بچه تاثير منفی ميذاره!

آدم: من كه چيزی بهش نگفتم! فقط گفتم حق نداره تلويزيون نگاه كنه! مگه ما خودمون بچه نبوديم؟ مگه ما تنبيه نشديم؟ مگه ما از بابامون كتك نخورديم؟ شما زنها اصلا بلد نيستين بچه تربيت كنين!

حوا: خبه حال...ا! خيلی زوده كه تو و امثال تو توی اين دنيا برا ما زنها شاخ و شونه بكشن! شما ماها رو نشناختين هنوز...! اصلا حالا كه اينطور شد امشب از شام خبری نيست! زنگ بزنين از بيرون پيتزا ميوه‌جات براتون بيارن!

آدم: عزيزم! حالا من يه چيزی گفتم! شوخی كردم به خدا...! الو ؟ الو؟

حوا:...

«مشترك مورد نظر عصبانی ميباشد! لطفا بعدا شماره‌ گيری نمائيد...!»


... و اينگونه بود كه اولين فمينيست دنيا قدرت‌نمايي كرد و صدای اولين مرد دنيا را در گلو خفه كرد!
 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

عشق يعني.......


عشق يعني كپك زدن تويه يك باتلاق .


عشق يعني هوس دوست داشتن .


عشق يعني بادكنك فروش 50 ساله كه توي پارك گلوي خودش رو براي 50 تومن پاره ميكنه .


عشق يعني مادر .


عشق يعني پدر .


عشق يعني اوج يك بدبختي ، اوج حقارت ، اوج تن دادن به ذلت .


عشق يعني گريپاژ كردن قلب .


عشق يعني پز دادن به دوستان .


عشق يعني سر پيري و معركه گيري؟! .


عشق يعني برخورد غير قانوني دو احساس با هم .


عشق يعني تشويش تنبيه پدر و مادر .


عشق يعني يه دل سير گريه كردن .


عشق يعني رگلاژ شدن دل و پنچر شدن عقل .


عشق ببخشيد يه لحظه ..... صبر اومد بعداً مي گم !!! .


 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم دی 1385 توسط الهه
***23 نکته براي غلبه بر خشم***


1 - خود را دوست داشته باشيد تا هرگز گرفتار خشم‌هاي مخرب نخواهيد شد.
2 - خود را از شر توقعاتي كه از ديگران داريد نجات دهيد.
3 - رفتارهاي خشم برانگيز را بررسي كنيد و راهي صحيح براي ابراز احساسات خود بيابيد.
4 - در هنگام عصبانيت سعي كنيد پيش كسي برويد كه براي او احترام خاصي قايل هستيد و او را دوست داريد.
5 - لحظات عصبانيت خود را با قيد زمان و مكان و واقعه‌اي كه باعث عصبانيت شما شده يادداشت كنيد.
6 - از شخصي كه دوستش داريد بخواهيد تا هنگام عصبانيت‌، به شما با گفتار يا اشاره‌هاي توافق شده‌، هشدار دهد.
7 - پس از بروز خشم اعلام كنيد كه خطا كرده‌ايد.
8 - ياد بگيريد كه اگر چيزي را دوست نداريد. اما از آن عصباني هم نشويد.
9 - ياد بگيريد كه هر كس حق دارد چيزي باشد كه خودش انتخاب كرده‌.
10 - اداي عصبانيت را در آوريد.
11 - عصبانيت خود را به تعويق اندازيد.
12 - در لحظه خشم‌، از افكار خود آگاهي پيدا كنيد.
13 - شوخ طبعي را در خود پرورش دهيد.
14 - زمان حال خود را با خشم و عصبانيت به هدر ندهيد.
15 - زندگي را سخت نگيريد.
16 - خود را ارزشمند بدانيد و اجازه ندهيد ديگران اختيار شما را در دست بگيرند.
17 - ياد بگيريد تا اعمال و عقايد ديگران شما را پريشان و آشفته نسازد.
18 - به خاطر داشته باشيد كه ديگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند.
19 - به ياد داشته باشيد كه ديگران نمي‌توانند هميشه به ميل شما رفتار كنند.
20 - اگر فكر مي‌كنيد كه با بلندتر كردن صدايتان طرف مقابل ساكت مي‌شود. بياموزيد تا احساس خود را به او نشان دهيد، اما كاري نكنيد كه عصباني شود.
21 - ياد بگيريد كه در برابر يأس و ناكامي به شكل تازه‌اي از خود واكنش نشان دهيد.
22 - خشم خود را به نحوي كه آثار مخرب نداشته باشد، ابراز كنيد.
23 - بياموزيد كه دنيا هرگز آن طور كه شما مي‌خواهيد، نخواهد بود.
...............................................................
 
**30اصل براي اعتماد به نفس بالا**
1- اصل ياد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و ياري و حمايت او
2- اصل آگاهي و اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود
3- اصل تغيير در الگوها و ايجاد نشانه ها
4- اصل خوديابي( من کيستم؟)- قائم مقام ومحبوب خداوند( عزت نفس)
5- اصل احساس خود شايستگي، خودسالاري و احساس شخصيت
6- اصل عدم مقايسه خود با ديگران
7- اصل خودباوري و خودمحوري بعدازخدا محوري
8- اصل داشتن هدف و برنامه در زندگي
9- اصل تميزي و ظاهر
10- اصل تعريف از خود و ديگران
11- اصل تشويق خود و ديگران
12- اصل تعهد به قول و صداقت و راستي
13- اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهي
14- اصل نظم وانضباط کاري
15- اصل دانش و تجربه
16- اصل مديريت زمان
17- اصل مديريت اولويت ها
18- اصل اقتدار در مقابل ضعف
19- اصل يقين در مقابل ترديد
20- اصل احساس رهبري و مديريت
21- اصل مسئوليت پذيري
22- اصل سلامت و نگهداري از جسم
23- اصل تبسم
24- اصل ابراز عشق به ديگران و متذکر شدن ويژگيهاي مثبت آنان
25- اصل نگاه به ديگران ( در عين تواضع بزرگي خود را در دل حس کنيد)
26- اصل عدم تأخير
27- اصل قاطعيت و گفتن نه
28- اصل عدم شماتت و سرزنش خود و ديگران
29- اصل کمک به ديگران و بخشايش
30- اصل ژست و حالت بدني
ارسالی از مستر |||| پایدار باشید محمد


نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم دی 1385 توسط محمد

سلام دوستان گل و هميشه با صفاي ايران جنرال  چند روز پيش قالب وبلاگ رو به صورت آزمايشي عوض كرده بودم كه  اكثر بچه هاي وبلاگ بر اين عقيده بودند كه قالب جديد مناسب وبلاگ نيست براي همين تصميم گرفتيم قالب رو بصورت اول برگردونيم تا در يك زمان مناسب يك قالب اختصاصي براي وبلاگ طراحي كنيم  پايدار باشيد محمد


یک دختر خوب چه خصوصیاتی باید داشته باشد

دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه !
 
 یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه !
 
 یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه !
 
 یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه !
 
 یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه !
 
 یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه !
 
 یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره !
 
 یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری !
 
 یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه !
 
 یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه !
 
 یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه !
 
 یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه !
 
 یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره ! نکته مهمتر از کنکور یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه !
 
 
 
 یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده !
 
 یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه !
 
 یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره !
 
 یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه !
 
 یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه - صغرا= هانی - کبری= مانی !
 
 یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره !
 
 یه دختر خوب پشت سر دیگرون غیبت نمی کنه !
 
 یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
 
 یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه !
 
 یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه !
 
 یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو !
 
 یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی ، شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه !
 
 یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن !
 
 یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه !
 
 یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره

ارسالی از هیئت مردان کره زمین


تست هوش

۴ تا سوأل هست. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری،  حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی. 

آماده ای؟

   

سوأل اول : 

فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

پاسخ:  

اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.

 برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی. 

سوأل دوم: 

اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

جواب: 

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟) 

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟ 

سوأل سوم: 

ریاضیات فریبنده!!!  این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. 

عدد ۱۰۰۰ رو فرض کنید. ۴۰ رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک ۱۰۰۰ دیگه جمع کنید. عدد ۳۰ رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا ۲۰ تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. ۱۰۰۰ تای دیگه جمع کنید و نهایتاً ۱۰ تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

جواب :

به عدد ۵۰۰۰ رسیدید؟ جواب درست ۴۱۰۰ است. 

باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید. 

مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!! 

پدر ماری، پنج تا دختر داره: ۱-Nana  ۲- Nene  ۳- Nini  ۴- Nono.

 اسم  پنجمی چیه؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

جواب: Nunu؟ 

نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم دی 1385 توسط محمد

 

1.عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفای بی ناموســی زدی ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدایت کنه )



2.عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم )



3.عشق از دید رحیم گوشکوب بقال سر کوچه : والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت این فاطی اتوماتیک رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوی فاطی شام چی داریم ؟ )



4.عشق از دید مرتضی ایدزی ( در زندان ) : اوچیکتیم عشقی !
( جمله عاشقانه : خاک زیر پاتیم ... نشاشی که گل میشیم )



5.عشق از دید ننه بزرگم : نزن ننه این حرفارو ! راستی این دختر بتـــــول خانوم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه !
( جمله عاشقانه : بریم خواستگاری ... )



6.عشق از دید دوست دخترم : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینـــــــه جراحی دمـــــاغمو نمیدی ؟! واسه ناهار هم بریم سورنتو ... نادیا و دوستشم میان ... دوست نادیا واســـش یه ماتیز گرفته ! تو حتی حاضر نیستی واسه مــن که اینهمه دوستت دارم یه پراید بخری ؟!
( جمله عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام .. راستی دوستت هم دارم! )



7.عشق از دید غلام شوفر : رادیاتور عشق من از برایت جوش آمده ! باور نداری بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزیزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )



8.عشق از دید دخترای ترشیده : خدا جون یعنی میشه بیاد خواستگاریم ؟!!
( جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت که بیاد خواستگاریم )

9.عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب میشه ؟! حالا بگو ببینم باباش چی کار؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگیر )


10.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال کنکور نداری ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم دی 1385 توسط الهه
اولین روش موثر برای قبولی اینه که به من اعتماد داشته باشین.یادتون باشه اسم موسسه من اینه:"کانون فرهنگی هنری غیرانتفاعی مردمی با تضمین بعدا شما پولمو کامل بده اصلا قابل نداره "...در نتیجه می ریم سراغ راهکارهای موسسه اینجانب...

 

اول اینکه به هیچوجه نباید بیشتر از یک ماه برای خوندن وقت بذارین...دقیقا یک ماه قبل از کنکو شروع می کنین به خوندن.یادتون نره وقت شما خیلی مهمتر از این موضوعاته و کارای خیلی مهمتر از خوندن برای کنکور دارین.مث چت کردن،وبلاگ نویسی،اس ام اس بازی،کل کل با مامان،کندن سبیل بابا وقتی که خوابه،خوندن شماره تلفنای تو دفترچه تلفن داداش(همون کاکا)،خوندن دفترچه خاطرات آبجی(همون همشیره)و صد البته خوردن...
روزانه حداکثر دو ساعت رو به خوندن درس برای کنکور اختصاص بدین...به همون دلیل بالا.
از همون روزی که شروع کردین به درس خوندن برای کنکور به همه فک و فامیل بگین که می خواین با قبولی تو یه رشته عجیب و تک که البته رشته دلخواهتونه همه رو تعجب زده بکنین...بعد اگه یه رشته گلابی( قبول شدین که به همه می گین:"دیدی گفتم رشته دلخواه من باعث تعجبت می شه"یا مثلا:"چیه؟مگه همه باید عشق دکتر مهندسی باشن؟؟قصد من خدمته"...یا مثلا"رشته رو حال می کنی؟؟؟ااا؟چته؟بابا چرا خوشحال نیستی.مرگ تو من خیلی سعی کردم تا رشته دلخواهم قبول بشم به جون تو...می گم تو رو کفن کردم...خیلی زور زدم تا این رشته رو قبول بشم تو بمیری"...که با این قسم و ناله نفرینا طرف مقابل سریعا و قبل از اینکه به لقاءالله بپیونده حرفتونو باور می کنه. اگه اصلام قبول نشدین می تونین بگین:"حیف که درسای اختصاصیمو وقت نکردم دوره کنم"یا مثلا:"رشته من نیس که تقاضاش زیاده...منم که عشق درسو دانشگاه ندارم که...گفتم این بنده خداها قبول بشن...واسه همین کشیدم کنار"...اگرم یه رشته خوب قبول شدین که معلوم می شه اصلا به حرفای من گوش نکردین و روشهای منو درست انجام ندادین.
خوب.می رسیم به چن روز مونده به کنکور.یادتون باشه این چن روز حسابی ناز کنین.یادتون باشه که بعد از اعلام نتایج کنکور دیگه کسی محل چیزم بهتون نمی ذاره.پس تا می تونین ناز کنین.می تونین از مامان بخواین براتون موبایل جدید بخره و از بابا بخواین واسه تون یه ماشین بگیره...از غذا هم واسه خودتون کم نذارین.

 

روز کنکور وقتی سرجلسه نشستین باید به فکر زیبایی کارتون باشین.پرسشنامه که تاثیری تو زیبایی کار نداره چون کسی نگاهش نمی کنه پس پرسشنامه رو بذارین کنار و ببینین کدوم گزینه از هر سوال،پاسخنامه رو قشنگتر می کنه.

 

حواستون باشه تا وقتی بسکوته(بیسکوئیت) رو می دن سر جلسه بمونین.پولشو دادین باید بسکوتشو بگیرین.بسکوتو که گرفتین بزنین بیرون و تو فضای آزاد بسکوتو بزنین تو رگ.

 

ترجیحا بزنین برین کافی نت یا کافی شاپ یا کافه گلاسه و این جور کافه ها و تا یک ساعت بعد از تموم شدن وقت امتحان همونجا باشین...بعد از اون می تونین برین خونه و خودتونو برای آخر کار آماده کنین...

 

آخر کارم که یادتون نرفته...هر کدوم از نتایجو که گرفتین از همون جوابایی که گفتم استفاده کنین.

 

در ضمن...دستمزد و شیرینی ما یادتون نره.

 

با سپاس از حسن انتخاب شما

پایدار باشید محمد



نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم دی 1385 توسط محمد
من کجا بشینم؟

ايستگاه مخبرالدوله به هر بدبختی بود خودم را چپاندم توی اتوبوس. می خواستم بروم عيادت دوست صندلی سازم كه فتقش را عمل كرده بود. بيمارستان هزار تختخوابی. اتوبوس جای سوزن انداختن نداشت. مسافرها دو پشته سوار شده بودند.محشر كبرایی بود.
- آقا جون برو عقب.
- از ركاب بيا بالا، جلو آينه رو نگير.

---------

برای خواندن کامل داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم دی 1385 توسط محمد
سلام دوستان و همراهان همیشگی ایران جنرال .

عید سعید قربان را به تمامی مسلمانان جهان  و مخصوص بچه های ایران جنرال تبریک می گویم


مصاحبه با خدا
 
 
 به نام او که هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود
 
 خدايا اين مصاحبه را با نام تو شروع مي کنم ، در ابتدا مي خواستم درخواست کنم خودتان را بيشتر معرفي بفرماييد
 
 ـ اني انا الله رب العالمين .
 
 منم خداي يکتا ، پروردگار جهانيان .
 
 خدايا دوست داريد به چه نامهايي خوانده شويد ؟
 
 ـ ولله الاسماء الحسني فادعوه بها
 
 همه نامهاي خوب از آن خداست با آنها خدا را بخوانيد .( سوره اعراف ، آيه 180 )
 
 خدايا مي توانم بپرسم ، چرا ما آدمها را آفريدي ؟
 
 ـ و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون
 
 من جن و انس را نيافريدم مگر آنکه مرا به يکتايي پرستش کنند.(سوره ذاريات ، آيه 56 )
 
 آدم ها دوست دارند بدانند چطور مي شود به تو نزديک شد ؟
 
 ـ و نحن اقرب اليه من حبل الوريد
 
 ما از رگ گردن به او نزديکتريم .( سوره ق ، آيه 16 )
 
 خداوندا در حاليکه برخي مردم ما فقير هستند بعضي ها فقط به فکر منافع خود هستند و به چيز ديگري جز پول نمي انديشند . براي آنها چه پيامي داري ؟
 
 ـ والذين يکنزون الذهب و الفضه و لا ينفقونها.....
 
 کسانيکه زر و سيم ذخيره مي کنند و در راه خدا انفاق نمي کنند ، آنها را به عذابي دردناک بشارت ده . روزي آن طلا و نقره در آتش گداخته شود و پيشاني و پشت و پهلوي آنها را به آن داغ کنند و در آن روز به آنها گفته شود اين است نتيجه آن چه از زر و سيم براي خود ذخيره مي کرديد . ( سوره توبه ، آيه 34 و 35 )
 
 اگر ممکن است بفرماييد مردم چه چيزي را در راه خدا انفاق کنند ؟
 
 ـ قل العفو .
 
 آنچه زايد بر نيازهاي ضروري زندگيشان است . ( سوره بقزه ، آيه 219 )
 
 خدايا با وجود آنکه ما دشمنان زيادي در دنيا داريم که مجهز به سلاحهاي مخرب هستند ، آيا اميدي به پيروزي هست
 
 ـ و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين
 
 آري ، ما اينگونه اراده کرديم که بر مستضعفين جهان منت گذاريم و آنان را پيشوايان حق و وارث آن قرار دهيم . ( سوره قصص ، آيه 5 )
 
 خدايا عده اي معتقدند که با دشمنان از در مذاکره و سازش وارد شويم ممکن است در اين مورد راهنمايي بفرماييد ؟
 
 ـ و لا ترکنوا الي الذين ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولياء ثم لا تنصرون
 
 هرگز سزاوار نيست که شما با ظالمان همدست شويد که در آن صورت آتش کيفر آنان شما را هم خواهد سوزاند. ( سوره هود ، آيه 113 )
 
 و لا يزالون يقاتلونکم حتي يردوکم عن دينکم ان استطاعوا .
 
 کافران هميشه با شما دشمني و جنگ خواهند داشت تا آنکه اگر بتوانند شما را از دينتان بگردانند البته اگر بتوانند . ( سوره بقره ، آيه 217 )
 
 با تشکر و سپاس بسيار از اينکه جواب سوالات مرا داديد . اگر در خاتمه سخني براي مردم داريد بفرماييد .
 
 ـ يا ايها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعه شيء عظيم
 
 مردم خدا ترس و پرهيزکار باشيد که زلزله روز قيامت بسيار حادثه بزرگ و واقعه عظيمي است . ( سوره حج ، آيه 1 )
 
 والاسلام

پایدار باشید محمد



نوشته شده در تاريخ شنبه نهم دی 1385 توسط محمد

نمي دونم حال و حوصله داريد برنامه هاي تلويزيون در يک روز جشن (مثل تولد يکي از امام ها)رو پي گيري کنيم يا نه!اگه حال داريد کنترل تلويزيون رو بگيريد دستتون و ...

 

 

شبکه يک:واااي ايول!اين شبکه با چني تن از مداحان مخلص اهل بيت قرارداد بسته!از ساعت 7 صبح تا ساعت 11:30 اين آقايون, مردم رو به فيض مي رسونن!خوب رسيديم به سورپرايز شبکه يک!بله درست حدس زديد.وقت اذانه!بلند شيد نمازتون رو بخونيد که الان برنامه هاي شبکه يک ادامه پيدا ميکنه!واي خدا بگم اين شبکه يک رو چه کار کنه بله ديگه!آقاي هلالي من باب صاف کردن اون سوتي(که الان تو همه گوشيها پيدا ميشه!) تا بوق سگ به صورت رايگان براي شبکه يک قرار مداحي کنه!ميدونم با برنامه هاي متفاوتي که اين شبکه داشته شما ديگه وقت عوض کردن شبکه ديگه اي رو نداشتيد ولي چون شبکه يک اصلآ شبکه سياسي(!)نيست و براي اينکه براي ما حرف در نيارن يه سر هم به بقيه شبکه ها مي زنيم!

 

 

شبکه دو:واي دوباره اين مجري خوش تيپه اومده(تنها مجري تلويزيون که ريش نداره و فقط توي مراسم هاي خاص پيداش ميشه) و طبق معمول قبل از معرفي فيلم سينمايي حدود 4 يا 5 هزار بيت از شعراي با ارزش حافظ يا بابا طاهر رو با آهنگ بسيار دلنواز دکلمه ميکنه وبعدش اگه تلويزيون هنوز نسوخته باشه يه فيلم سينمايي فوق العاده زيبا رو معرفي ميکنه!نام فيلم هست:ارنس بسکتباليست مي شود.خدايي اين فيلم واقعآ قشنگه حتي اگه براي رنج زير 12 سال مناسب باشه و حدود 16 يا 18 بار اين فيلم رو نشونش داده باشن!

 

 

شبکه سه:بله ميرسيم به شبکه جوان!خوب اين شبکه متاسفانه صبح ها برنامه هاش زيادي آموزندست!يعني اگه آسمون به زمين هم بياد شبکه سه صبح ها برنامه هاش شامل:دلقک بازي صبح گاهي,سلامت(دکتر)باشيد و ...

از ساعت 12 ظهر تا ساعت 8 شب هم اين شبکه به تبليغ فيلم سينماييش مي پردازه!حالا براي تنوع يه چند دقيقه هم مسابقه گوي و ميدان رو نگاه کنيم!

مجري(اون پسر سياهه): 13 آبان(همين جا پيشاپيش به همه دانش آموزان کشور تبريک ميگم)چه روزيه؟

شرکت کننده:آقاي مجري لطفآ,خواهشآ,جان مادرت,به حق فاطمه زهرا,ايشاالله که خير از جوونيت ببيني,راهنمايي نميکنيد؟

مجري:به کساني که مدرسه ميرن چي ميگن؟

شرکت کننده:آهان... روز ترميم لايه اوزونه!

خوب ولش کن بريم سراغ بقيه برنامه ها.پاک داشت يادم ميرفت!شبکه سه بازي بين تينکنشتين و سيالوسايت از باشگاه هاي زيمبابه رو براي امروز در نظر گرفته!

ولي نبايد از حق گذشت.چون شبکه سه حداقل يه فيلم سينمايي نسبتآ به روز نشون ميده(به کوريه چشم آمريکا تکراري هم نيست!).ولي خوب اگه مي خوايد موضوع فيلم رو متوجه بشيد به حداقل سه کارشناس خبره احتياج داريد!چون اين شبکه براي تمرين خلاصه برداري مردم يه فيلم 3 ساعتي رو به يه فيلم 40 دقيقه اي تبديل ميکنه و حدود 40 سکانس از فيلم رو حذف ميکنن چون توي حدود 30 تا از اين سکانسهاي حذف شده دست خانومه به کت آقا برخورد کرده!

 

 

 

شبکه چهار:(شبکه مورد علاقه من),خوب اين شبکه يه شبکه علميه پس حق داره که برنامه خاصي رو براي اين روز خاص نداشته باشه ولي خوب ديگه به خاطر لطف بيش از حد مدير محترم اين شبکه يه برنامه مستند در مورد ساخت حرم اون امام عزيزي که امروز تولدشه تهيه کرده و نشون ميده!(باز خدا رو شکر که دوبلش کردن)

 

 

 

شبکه پنج:اين شبکه براي سورپرايز شما فيلم سينمايي کبري 11 (اينبار واقعآ قسمت يازدهمشه)و سريال اين فيلم زيبا رو همزمان نشون ميده!حالا هنوز دمش گرم يه 2 تا فيلم سينمايي نشون ميده(از جمله هري پاتر قسمت 149)

 

 

 

شبکه شش:خدايي تنها چيزي که در مورد اين شبکه مي تونم بگم اينه که خبر ها و اخبارگوهاي اين شبکه اصلآ سياسي نيستن و همه خبرها رو بدون هيچ نوع سانسوري بيان ميکنن!ولي آرزوي من اينه که يه خبر در مورد خيانت ها و پستي هاي آمريکا به مردم بدن!(به قول يکي از بچه ها اين قدر از اين آمريکايي ها بد گفتن که آدم فکر مي کنه که آدم خوارن!)

 

 

 

شبکه هفت:بله رسيديم به شبکه آموزش.خوب بد نيست آدم گل سازي هم ياد بگيره!يکم هم از اين برنامه رو ببينيم!

آموزش دهنده:بله امروز طرز ساخت گل کاکتوس با رنگ قرمز رو مي خوام نشونتون بدم!

وسايل لازم :قيچي,چسب,ورق مخصوص کاکتوس,چسب نواري,تيغ,رنگ قرمز,باند,گوشکوب,ام پيتيري پلير(اون آهنگ جديد هنگامه),چسب برق,انبر دست,يک ليوان آب,اتو,زير اتو,آب براي داخل اتو,دو شاخ پريز براي اتو,قيچي بزرگ مخصوص باغباني,آينه,... . خوب مهم وسايل کار بود.من الان يه آماده از اين گل رو دارم که شما هم به راحتي مي تونيد مثل اون رو درست کنيد ولي چون گل کاکتوس گل خطرناکيه من توصيه ميکنم بي خيال شيد!

 

 

شبکه هشت:اين شبکه هميشه 4,5 تا از افرادي رو که اتفاقآ سرشون هم شکسته دعوت ميکنه(نفت ريختن تو لونشون) و مردم رو به راه راست هدايت ميکنن!نمي دونم چرا هروقت ميزنم اين شبکه ياد ختم يکي از اقوام مي افتم!

 

 

 

خوب اين بود برنامه هاي متنوع و جالب تلويزيونه جمهوريه اسلامي!ولي مشکل تازه از اينجا شروع ميشه چون اين تلويزيون با اين برنامه ها مردم را بد عادت ميکنه و باعث ميشه تا در روزهاي معمولي مردم انتظاراتشون بي جهت بالا بره!

 

 

 

نکته1:حيف اون تلويزيونه ال سي دي که خريديد گذاشتيد توي خونتون!

 

نکته2:مردم ايران دارن کافر ميشن!آخه کدوم آدم عاقليه که اين شبکه ها رو ول کنه و بره پاي ماهواره بشينه؟!!!(مژده...از امشب به مدت يه هفته مولتي ويژن ها بازه!)

 

نکته3:خدا رحمت کنه اوني رو که کامپيوتر رو اختراع کرد وگرنه از بيکاري مي مرديم ها!

 

نکته 4:چرا منو نگاه ميکني؟شبکه رو عوض کن ديگه!

 

نکته 5:انرژي هسته اي,200 تومن بسته اي(حق مسلم ماست)

 

ارسالی از مستر

 


 

اگرعمردوباره داشتم

 

البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد.

دان هرالد(Don Herold)قطعه اي كوتاه ازاگر عمردوباره اي داشتم.نوشته

«اگر عمر دوباره داشتم، مى‌كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى‌گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله‌تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى مى‌گرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى‌دادم. به مسافرت بيشتر مى‌رفتم. از كوه‌هاى بيشترى بالا مى‌رفتم و در رودخانه‌هاى بيشترى شنا مى كردم. مشكلات واقعى بيشترى مى‌داشتم و مشكلات واهى كمترى. آخر، ببينيد، من از آن آدم‌هايى بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلى عاقلانه زندگى كرده‌ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته‌ام.

 اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشى بيشتر مى‌داشتم. من هرگز جايى بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروى قرقره، يك پالتوى بارانى و يك چتر نجات نمى‌روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك‌تر سفر مى كردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا‌برهنه راه مى‌رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مى‌دادم. ديرتر به رخت‌خواب مى‌رفتم و مى‌خوابيدم. بيشتر عاشق مى شدم. به ماهيگيرى بيشتر مى‌رفتم. در روزگارى كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى‌كنند، من بر پا مى‌شدم و به ستايش سهل و آسان‌تر گرفتن اوضاع مى‌پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مى گويد: «شادى از خرد عاقل‌تر است

 

شما چه؟؟اگرعمردوباره اي داشتيدچه ميكرديد؟

 

ارسالی از یاس

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم دی 1385 توسط الهه

 
سلام دوستان و یاران همیشگی ایران جنرال میلاد حضرت مسیح را به تمام مسیحیان دنیا به ویژه هموطنان مسیحی تبریک عرض می کنیم و سال خوشی را برای شما آرزو مندیم ( بچه های ایران جنرال)
 
 
تاریخچه درخت کریسمس
 
 
سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.
منبع: مجله اینترنتی فریا

 


 

سخاوت
پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشتمیزی نشست.پیشخدمت یک لیوان اب برایش اورد.پسر بچه پرسید:یک بستنی میوه ای چند است ؟پیشخدمت پاسخ داد:50 سنت. پسر بچه دستش را در جیب برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید:یک بستنی ساده چند است؟ در همین حال , تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد:35 سنت
پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت:لطفا بستنی ساده.
پیشخدمت بستنی را اورد و به دنبال کار خود رفت.
پسرک نیز بعد از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت از انچه دید شوکه شد.انجا در کنار ظرف خالی بستنی, 2 سکه 5 سنتی و 5 سگه 1 سنتیگذاشته بود.برای انعام پیشخدمت!!!!!

اینجا هم همینطور!
پیر مرد روی نیمکت نشسته بود و کلاهش را روی سرشکشیده بود و استراحت میکرد. سواری نزدیک شد و از او پرسید:
هی پیری!مردم این شهر چه جور ادمایی اند؟

پیرمرد پرسید:مردم شهر تو چه جورند؟
گفت: مزخرف!
پیر مرد گفت:اینجا هم همینطور.
بعد از چند ساعت سوار دیگری نزدیک شد و همین سوال را پرسید.
پیر مرد باز هم از او پرسید: مردم شهر تو چه جورند؟

گفت: خب,مهربونند.
پیر مرد گفت:اینجا هم همینطور.


شام اخر
لئو ناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام اخر دچار مشکل بزرگی شد:می بایست
نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا ,از یاران مسیح که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند,تصویر میکرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های ارمانیش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم همسرایی,تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت.جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.
3 سال گذشت. تابلو شام اخر تقریبا تمام شده بود,اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می اورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.
نقاش پس از روزها جستجو, جوان شکسته و ژنده پوش و مستی را در جوی اب یافت.
به زحت از دستیارش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.
گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است , به کلیسا اوردند:دستیاران سر پا نگه اش داشتند و در همان وضع, داوینچی از خطوط بی تقوایی, گناه و خود پرستی که به خوبی بر ان چهره نقش بسته بود, نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد, گدا, که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود, چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با امیزه ای از شگفتی و اندوه گفت:من این تابلو را قبلا دیدم!
3 سال قبل , پیش از انکه همه چیزم را از دست بدهم.موقعی که در یک گروه همسرایی اواز میخواندم, زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم!!!!
بر گرفته از کتاب شیطان و دوشیزه پریم , پائلو کوئیلو ((ارسالی از عسل))

پایدار باشید محمد



نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم دی 1385 توسط محمد
اگر يک نفر نيمه شب چت کند ...

*********

يکي از بزرگان حکايت کند

اگر يک نفر نيمه شب چت کند

و با فرد بيگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و يک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردي محبت کند

به افراد قبلي خيانت کند

و با بي خيالي جنايت کند

نه حدّ و حدودي رعايت کند

و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند

و اين قصه را پر حرارت کند

براي رفيقش روايت کند

چنانکه رفيقش حسادت کند

و او هم رود نيمه شب چت کند

و با فرد بيگانه صحبت کند

و کم کم به چت کردن عادت کند

و يک ساعتش را سه ساعت کند

و هر شب به فردي محبت کند

به افراد قبلي خيانت کند

و با بي خيالي جنايت کند

نه حد و حدودي رعايت کند

و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند

و اين قصه را پر حرارت کند

براي رفيقش روايت کند

چنانکه رفيقش حسادت کند

و او هم رود نيمه شب چت کندا!!!!!!!!!
 

رابطه مدل مو و شخصیت
 
شناخت رفتار از چگونگی حالت موها



:خانم هایی که موهایشان را از پشت گ.شهایشان محکم می بندند، انسانهایی گوشه گیر هستند که اغلب میل به غزلت و تنهایی دارند، اینها براحتی نسبت به دیگران اطمینان نمی کنند.
2: خانم هایی که با موهایشان بازی می کنند و گاهی آنها را بالا می بندد، تا حدی که جزئی از گردنشان مشخص می شوند، بیانگر آنست که آنها از هر چه که آزادی شان را مقید می کند بیزارند و انسانهایی راحت طلب هستند و از برقراری رابطه با مردم خوشنودند.
3: خانم هایی عادت دارند غالبا موهایشان را دور انگشتانشان بپیچند و بازی کنند، معمولا خواستار جلب توجه دیگران هستند و دوست دارند که مردم دوستشان بدارند و از آنها تعریف کنند.
4: خانم هایی که دائما به موهایشان دست می زنند و اسباب سرگرمی آنهاست، کسانی هستند که ناز پرورده و لوس هستند و ماجرا جویی و مبارزه طلبی را دوست دارند.
شناخت شخصیت از رنگ موها




1:موهای سیاه


اشخاصی که موهای سیاه دارند، دارای شخصیتی قوی و استوار و پر جذبه هستند، دوست دارند عصبانیت خود را ظاهر کنند، بسیار ساده و زود عصبانی می شوند و در مقابل امور سخت ، صبر و استقامت زیادی از خود نشان می دهند، بسیار صبورند و در بسیاری از امور هم خواستار نوگرایی و تجدد می باشند در تنها چیزی که ممکن است در تغییرش تردید نشان دهند، همان تغییر رنگ موهایشان می باشد. چنین افرادی دارای شخصیتی آرام و رومانتیک می باشند.
 
2:موهای بور

افرادی که دارای موهای بور هستند شخصیتشان به زیبایی شان وابسته است، انسانهایی هستند با اعتماد به نفس بالا و غالبا از آنچه می بینند دستپاچه و هول می شوند، آنها انسانهایی بسیار اجتماعی هستند که دوست دارند با هر شخص غریبه ای آشنا شوند و مردم را خیلی دوست دارند، بعضی از آنها به زیبایی شان می نازند و به خاطر رنگ موهایشان مغرور می شوند، زیرا این رنگ مو بسیار مورد توجه برخی از زنان و مردان است.
 
2:موهای قهوه ای

اشخاص که دارای موهای قهوه ای تیره هستند ذاتا انسانهای غریبی به شمار می روند که گاهی گوشه گیر و گاهی اجتماعی هستند، نسبت به کودکان علاقه زیادی نشان می دهند و حتی با آنها بازی هم می کنند و از راههای بسیار ساده به دنبال کسب شهرت هستند و بعضی اوقات خجالتی هستند. گاهی هم بی باک هستند و می توان گفت: انسانهایی متجدد می باشند و بسیاری از اوقات هم به تغییردادن رنگ موی خود علاقه نشان می دهند. زیرا احساس خستگی و تکراری بودن نسبت به هر چیز که در اطرافشان است می کنند
 
ارسالی از مستر


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم دی 1385 توسط محمد
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما دوستان عزیز , به ایران جنرال خوش آمدید امیدواریم مطالب وبلاگ برای شما آنقدر جذابیت داشته باشه که دوباره شما رو در ایران جنرال ببینیم , دوستانی که مایلند با ایران جنرال تبادل لینک کنند بعد از لینک دادن ایران جنرال در وبلاگ خود به ما اطلاع دهند تا لینک شما در وبلاگ قرار بگیره و حرف آخر این که دوستانی که مطالب وبلاگ رو کپی می کنن لطفا لینک ایران جنرال رو هم بنویسن! پايدار باشيد محمد

ارسال مطلب :
mohammad_lavizan@yahoo.com
آدرس های دیگر برای ورود به وبلاگ :
www.irangeneral.ir
www.irangeneral.not.ir
www.irangeneral.coo.ir
www.irangeneral.sub.ir
www.irangeneral.blogfa.com
mohammad_lavizan@yahoo.com
Blog Skin