تبليغاتX
ایران جنرال www.IranGeneral.ir

ایران جنرال www.IranGeneral.ir
 
شاد زيستن بهترين هنر است || پس هنرمند باش مثل ايران جنرالي ها

سلام خدمت دوستان گل خودم عيد تون مبارك اميدوارم هميشه شاد باشيد

آلبوم جديد و بسيار زيبايي براتون گذاشتم دانلود كنيد و لذت ببريد

 دوستان عزيز آلبومي كه در زير مشاهده مي كنيد شاهكار خواننده جوان و خوش صداي كشورمان رضا پوررضوي مي باشد دانلود كنيد و از موزيكهاي زيباش لذت ببريد(بخش موزيك توسط سايت جهانبخشي

www.music.jahanbakhshi.com
كي فكرشو مي كرد...!!؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 توسط محمد
دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

اینم واسه دله خانمهای عزیز گذاشتم (خیلی از پسرا کم گفته بودیم)



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم دی 1384 توسط محمد



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 توسط محمد

سلام خدمت جيگرهاي خودم ممنون از شما كه نظر مي ديد و ايميل مي زنيد در اينجا خواستم فقط از شما تشكر كرده باشم همين!

****

پول وده پول زور وده!



نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم دی 1384 توسط محمد

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم

       خدا را شکر ...       



نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم دی 1384 توسط محمد

گفتم دوستت دارم                                            گفتی : خیالی نیست

گفتم : می خواهم با تو باشم                             گفتی : ملالی نیست

گفتم : نمی خواهی بدانی چرا غمگینم                گفتی : سوالی نیست

گفتم : بین من و تو چه پیش آمده ؟                     گفتی : جدالی نیست

گفتم : عاقبت عشق را چه می شود؟                  گفتی : زوالی نیست

گفتم : لااقل لبخندی بزن                                   گفتی : که حالی نیست

گفتم : کمی به خودت برس                               گفتی : ریالی نیست

گفتم : تو زیباترین موجود روی زمینی                  گفتی : کمالی نیست

گفتم : حرفهایت را بگو                                     گفتی : حلالی نیست

گفتم : پس قانون زندگی چیست؟                     گفتی : روالی نیست

گفتم : پس سهم تو از زندگی چیست؟              گفتی : نوالی نیست

گفتم : کاش ما هم تا بیکرانها پر می کشیدیم     گفتی که بالی نیست

گفتم : طبیعت را دوست دارم ٬ جنگل را             گفتی : غزالی نیست

گفتم : بگو چه می خواهی                             گفتی : مثالی نیست

گفتم : حرفهایت را بگو                                   گفتی : محالی نیست

گفتم : کاش رویاهایم حقیقت داشتن               گفتی : محالی نیست

گفتم : نرو ٬ بیشتر کنارم بمان                        گفتی : مجالی نیست

گفتم : دوستت دارم                                     گفتی : خیالی نیست

وقتی که می رفتی به چشمان بی رمقت نگاه کردم ٬ تازه فهمیدم که تو عاشق من نیستی فهمیدم که

 تو دلت پیش دیگری ست .

گفتم : خودت را به دردسر نینداز چرا که دیگری تو هم دلش پیش دیگریست

خودت را آزار نده چون

از کجا معلوم شاید دیگری دیگری تو هم عاشق دیگری دیگری باشد

              از کجا معلوم ؟

         دنیا پر از این دیگری هاست

      از کجا معلوم شاید



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم دی 1384 توسط محمد

نیلو // الهه // مردان كره زمين و حومه // هیئت زنان کره زمین

دوستان طبق تعداد نظراتی که داده اند انتخاب شده اند



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم دی 1384 توسط محمد

از ترکه می‌پرسن پيامبر کی به رسالت رسيد؟

جواب می‌ده : والا من نمی‌دونم ، من سيد‌خندان پياده شده

****

تو سفيدی همچو برفی

تو مکان همه حرفی

من سياه و نوک دريده

آب من بر تو چکيده

تو به زير و من به رويت

خودنويس و کاغذ

****

فرق مگس و پلنگ :

مگس رو وقتی می‌رينی می‌بينی! ولی پلنگ رو وقتی می‌بينی می‌رينی

****

سلام خوبی

خيلی وقته که يه سوال جنسی دارم که می‌خوام از تو که از همه کس  برام محرم‌تری بپرسم ،‌اما روم نميشه

امروز دل رو به دريا زدم و می‌خوام ازت بپرسم

 

.

.

.

.

.

.

سوال جنسی رو برسم

.

.

.

.

.

.

روم نمشه ولي مي پرسم!

.

.

.

.

.

.

جنس شلوارت چيه؟

****

آخه يابو

گوسفند

الاغ

بزغاله

بوزينه‌ی خر

گوريل

سگ

ميمون

شپش

زالو

كنه

اين همه حيون! چرا شير شد سلطان جنگل



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 توسط محمد

دلم تنگ شده برای لبات

وقتی لبامو می‌زاشتم روی لبات ، احساس طراوت می‌کردم

وقتی می‌شستمت ، دوتامون کف می‌کرديم

.

.

.

.

.

.

آه ای ليوان شکسته من



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم دی 1384 توسط محمد

عشق چيست؟

۳ ثانيه نگاه

۳ دقيقه خنده

۳ ساعت صفا

۳ روز آشنايي

۳ هفته وفاداري

۳ ماه بی‌قراري

۳ سال انتظار

۳۰ سال پشيموني



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم دی 1384 توسط محمد

زن : خسته شدم ، پس کی‌مياد

مرد : صبر کن الان مياد

زن : خيس عرق شدم

مرد : غر نزن ، داره مياد

زن : پاهام درد گرفت ، بسه

مرد : بيا اينم تاکسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم دی 1384 توسط محمد

يارو يه دستش قطع می‌شه : ناراحت می‌ره خيابون می‌بينه يكی كه دو دست نداره داره قر می‌ده

می‌گه : ای ول ، عجب روحيه‌ای‌

يارو می‌گه : روحيه چيه ، كونم می‌خاره ، موندم چيكارش كنم

***

:..:: .-..::...:..:: .-..::.:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::-

جوك برای نابينايان بيد

***

به تركه مي گن : علي يارت ! مي گه ما تيممون كامله يار خودتون!!!!

***

دختره به دوست پسرش : عزيزم می‌خوای جايی رو كه آمپول زدم ببينی‌

پسره نيشش تا بناگوش باز می‌شه ، می‌گه اره عزيزم

دختره با دست اشاره می‌كنه : اونجا ، بالای اون داروخانه ، توی اون تزريقاتی

***

انواع دختر :

۱۳ ساله : ببو

۱۷ ساله : ليمو

۲۲ ساله : هلو

۲۹ ساله : آلو

۳۵ ساله : لبو

۴۵ ساله : کدو

۵۵ ساله : لولو

۶۵ ساله : ديگه نگو



نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم دی 1384 توسط محمد

خواهرم در کوچه آرايش مکن
از جوانان سلب آسايش مکن

گيسوان از روسري بيرون مريز
بر مسير ديدگان افسون مريز

خواهرم ديگر تو کودک نيستي
فاش مي گويم عروسک نيستي

خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

خواهرم اينقدر طنازي نکن!
با امور شرع لجبازي نکن

در امور خويش سرگردان مشو
لايق چشمان نامردان مشو

خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟
راست راستي، اين تريپت بد شده

پاچه ات ، کوتاه و برمودايي است

خواهرم ، اين خط چشم، ايراني است؟
امتدادش يک کمي طولاني است

خواهرم گيرم که مو بر مي زني،
مو ي پا و دستها را ميکني ،

زير ابروي تو اي خواهر ! کجاست؟
زير ابروي تو ، رکن دين ماست

خواهرم ، تاتوي ابرو ميکني؟
ابرو هشتي ، شينيون مو ميکني؟

خواهرم ، مو را چرا مش مي کني؟
توي مويت هي چرا کش ميکني؟

خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توست؟
اين دو چشمم ، يک دو ساعت ، منگ توست

چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟
بردن دل از داداش و من چرا ؟

خواهرم من ديده ام چت ميکني
توي چت ، جلب محبت ميکني!

اين دماغ سر بالا ، از بهر کيست ؟
بهتر از من ، از برايت ، مرد نيست

خواهرم ، اين ريش و پشمم ، مهر تو
برده از من ، دين و دل ، اين چهر تو

جون من، صيغه ميشي ، با مهر کم ؟
گر بخواهي ، کل ريشم مي زنم

ازدواج ، از سنت پيغمبر است
هر که اين سنت نيابد ، بس خر است



نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم دی 1384 توسط محمد
خوب  چند تا عکس گذاشتم (عکسهای باحال) به درخواست برخی کاربران

عكسهاي سانحه سقوط هواپيمايc 130 ارتش 1
عكسي از گلزار با يك دختر
عكسهاي دختران ايراني در كيش
عكسهاي كنسرت منصور در تاجيكستان
عكسي از گلزار و مهناز افشار
عكسهاي پشت صحنه شبهاي برره
عكسهاي دادگاه صدام
عكسي زيبا از شقايق فرهاني
عكسي از مهتاب كرامتي
ديدار هاشمي رفسنجاني با بازيگران<عكس>
چه نظامي راه ميره اين آقاي احمدي نژاد!
مجلس دانش آموزي يعني اين !!
چند تا عكس مذهبي و زيبا
اينم آشپز باشي خودمون

عكسي جالب از آقاي خاتمي
اين است هواي تهران!!!
عكسي از هديه تهراني
عكسهاي زيبا از شهر تهران
عكسهاي آنجلينا جولي
آدم كوچولي 15 سانتري
 

عكسهاي سانحه سقوط هواپيمايc 130 ارتش 2
عكسي از سروش گودرزي بايك دختر در دبي
عكسهايي از جوانان تهراني
چندتا عكس از مريم حيدرزاده
آقاي احمدي نژاد در صف نماز جماعت
عكسهاي مجموعه شب هاي برره
خانومي همراه كودك خود در دريا
اينم خانوم مريلا زارعي
اينم دختر اسكيت باز ايراني
يك 206 اسپرت در تهران

داره چكار مي كنه هاشمي رفسنجاني؟
دوربين مخفي>سري اول<
يك دوربين مخفي باحال
محمد رضا گلزار با 2 تا دختر در امريكا
آقاي احمدي نژاد با لباس احرام
3عكس از تهران
3عكس از هديه تهراني
چند تا عكس از دجي علي گيتور
عکسهای از جنیفر لوپز
اين هم مجلس كشور ما


نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم دی 1384 توسط محمد

سلام دوستان خوب كه هستيد كه؟(حتما مي گيد از ما بزاريم ) رفقا اگه  تو وبلاگ چيزي مي زارم كه يكم به دخترها بر مي خوره يا پسرها لطفايكم جنبه داشته باشيد ! بخدا اينها همش شوخي هست اگر مي خواييد وبلاگ رو تعطيل مي كنم من اگه چيزي مي نويسم فقط جنبه طنز داره و كمي دوست دارم دختر ها و پسراها با هم بحث سالم داشته باشند يعني كلكل كنند باهم ولي نه اين كه  نظرات به سمت توهين به خانها يا آقايون بره اين رو در پاسخ به بعضي از دوستان نوشتم كه ايميل زده بودنند ومطالب وبلاگ رو توهين به خود مي دانستند
بي خيال بگذريم ! امروز جرياني برام پيش اومد گفتم بزارم تو وبلاگ شايد براتون جالب باشه

امروز تو خيابان طالقاني مي رفتم كه يك گداي محترمي جلو راه من رو گرفت و بسيار مؤدبانه گفت مي شه دويست تومان كمك كنيد به من!!؟ من هم از ادبش خوشم اومد و دست كردم تو جيبم و نا خداگاه يك هزار توماني از جيبم خارج شد  و هزار توماني رو در دستم گرفتم و بعد جيب هام رو گشتم و دويست تومان خورده جم كردم و بش دادم وگفتم بفرما و خداحافظ وقتي برگشتم كه به راهم ادامه بدم ديدم يك چيزهايي محكم خورد تو كلم!!!! برگشتم ديدم گداي محترم هرچي پول خورده ايي كه بش دادم رو پرت كرد سمت من  بعد با پروري تمام گفت اين چيه مي دي اون هزار توماني رو بده!!! دويستم هم پوله!!!!!!
گفتم يعني چي از سرتم زياده بابا چند تا حركت و حرف زدم بش كه اينجا نمي تونم بگم ولي در كل خيلي عصباني شدم گدا هم گداهاي قديم !
تجربه ايي كه از اين جريان گرفتم اين بود كه ديگه به هيچ گدايي كمك نكنم (اگه خواستم كمك كنم فقط صندق صدقات)    خوش باشيد محمد



نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم دی 1384 توسط محمد
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!... اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟...

۲- آيا دوستم داري؟...

۳- آيا من چاقم؟...

۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...

۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

براي مثال:


۱- به چي فکر مي‌کني؟

جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:

الف) فوتبال

ب) بسکتبال

ج) چقدر تو چاقي!

د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!

ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟

يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!“...

 

۲- آيا دوستم داري؟

جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اينطور باشه!

ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟

ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!

د) مگه مهمه؟!

ه) کي؟... من؟!

 

۳- آيا من چاقم؟

واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:

الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!

ب) نسبت به چه کسي؟!

ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!

د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!

 

۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟

“اون دختره“ در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!

ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!

ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!

د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!

 

۵- اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟

جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟

مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!

زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟

مرد: البته که نه عزيزم!

زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟

مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!

زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟

مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!

زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟

مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!

زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!

مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!

زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!

مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1384 توسط محمد
در مورد پسرها:

تجربه نشون داده که روي حرف پسرها نميشه حساب کرد!

تجربه نشون داده که پسرها عمدتا تنوع طلب هستند و خيلي سخت قانع ميشوند!

تجربه نشون داده که پسرها براي رسيدن به چيزي حاضرند دست به هرکاري بزنند!

تجربه نشون داده که پسرها در مورد دوستان همجنس خود هيچ تضميني در مورد رفاقت ندارند!

تجربه نشون داده که پسرها براي ايجاد امنيت براي gf خودشون حاضرند دست به خودکشي‌هاي مصلحتي بزنند! (در حالي که از من هم شنگولترند!)

تجربه نشون داده که پسرها براي عاشق شدن خيلي ساده هستند و راحت گول ميخورند!

تجربه نشون داده که پسرها 90% از دخترها کمتر در مورد چيزي تلاش ميکنند! و نتيجه‌ي بهتري هم ميگيرند! (بخصوص در مورد درس!)

تجربه نشون داده که پسرها اگه در واقعيت به چيزي نرسند شروع به رويا پردازي ميکنند! و در خيال به آن ميرسند!

تجربه نشون داده که پسرها عمدتا (نه همگي) در برخورد اول چهره‌ي ساختگي از خود نشون ميدهند!
 

ولي در مورد دخترها:

تجربه نشون داده که روي حرف دخترها تا وقتي که پاي پسر ديگري ميون نباشه خيلي ميشه حساب کرد (ولي متاسفانه هميشه پسر ديگري وجود داره!؟)

تجربه نشون داده که دخترها تنوع طلب‌تر از پسرها هستند! (اگه ليست بگيريم! يه پسر اگه خوش شانس باشه روزي 1 شماره ميتونه به يه دختر بده! ولي يه دختر در يک روز شايد 200 تا شماره از پسر بگيره!

تجربه نشون داده که دخترها براي رسيدن به چيزي دست به کار فيزيکي نميزنند! ولي هر کلک يا حقه‌اي که بتونند رو اجرا ميکنند!

تجربه نشون داده که دخترها فقط از روي مصالح خود با دوستان همجنس خود ارتباط دارند (شايد کمبود امکانات!)

تجربه نشون داده که دخترها براي فهميدن دوستي طرف مقابل صحنه سازي‌هاي مصلحتي ميکنند! (در مورد پسرهايي که باعث مزاحمت و رنجش حاج خانوم شده‌اند صحبت ميکنند!)

تجربه نشون داده که دخترها ديرتر به کسي اعتماد ميکنند و بيشتر گول ميزنند تا گول بخورند!

تجربه نشون داده که دخترها بيشتر بخاطر حسادت نسبت به کسي، در مورد کاري تلاش بيشتري ميکنند! (حتي در مورد غيبت کردن!)

تجربه نشون داده که دخترها بيشتر از پسرها از واقعيت فرار ميکنند!

تجربه نشون داده که دخترها در همون برخورد اول استراتژي خود رو در مورد ارتباط با يک پسر تعيين ميکنند! (برخورد يک دختر در بار اول فوق العاده انعطاف پذير است! در حالي که در دفعات بعدي برخورد يک دختر بر حسب شناختي است که از همون برخورد اول بدست آورده!؟ حتي اگر اين شناخت ناقص باشد!)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1384 توسط محمد
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:

 

 خواستگاري و روشهاي آن:

چندين روش براي خواستگاري وجود داره.

1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بي‌بي صغراي معروف و آبجي‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونه‌هاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوه‌اي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص.

2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانه‌اي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.

3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كم‌كم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بي‌سروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.

4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.

5- روش خشن‌تري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون مي‌ريزيد.

ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.

 

پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم:

1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.

4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد، مي پكيد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1384 توسط محمد
یکم مسخره بازی!()

ديشب، پريشب اشکنه داشتيم
خواستيم بخوريم، قاشق نداشتيم


خواستيم بخوابيم، بالشت نداشتيم

تو اون نم نم بارون

يارم ميزنه ويولن
برم در رو ببندم
يهو نزنه به دندم!

وااي واي!

زري به من گفت!

ما همه داد ميزديم: چي گفت!!

رو پشت بوم گفت!

چي گفت !

در گوش من گفت!

چي گفت؟!

من زن ملا نميشم!

چرا نميشي !

کاري که ملا ميکنه، در سالن رو وا ميکنه، وسط سالن جيش ميکنه!

واي واي!

زري به من گفت! و...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم دی 1384 توسط محمد



نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1384 توسط محمد
﴿مژده، مژده!!؟ نه ببخشين منظورم اينه كه توجه، توجه! خوندن اين مطلب براي اشخاص زير ۱۸ سال منع قانوني و شرعي و اخلاقي و ادبي و سياسي و اقتصادي و... خلاصه ممنوعه! ولي اگه هم كسي خواست بخونه و زبونم لال ﴿نچ نچ نچ﴾ زير ۱۸ سالشه، هيچ اشكالي نداره! ما كه راضي‌ هستيم!﴾
 
راه ۱: روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم، رگه‌هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!﴾
 
راه ۲: سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي‌ها زودتر راه بيفتن!
راه ۳: وقتي مي‌خواين برين دست به آب، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!
راه ۴: وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!
راه ۵: كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين!
راه ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!
 
راه ۷: جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!
راه ۸: توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت حركت كنين!
راه ۹: وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!
راه ۱۰: از بستني فروشي بخواين كه اسم ۵۴ نوع از بستنيها رو براتون بگه!
راه ۱۱: در يك جمع، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!
راه ۱۲: به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين

راه ۱۳: وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه‌هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!
راه ۱۴: وقتي با بچه‌ها بازي فكري مي‌كنين سعي كنين از اونها ببرين!
راه ۱۵: موقع ناهار توي يك جمع، جزئيات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!
راه ۱۶: ايده‌هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين!
راه ۱۷: بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!
راه ۱۸: شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين!
راه ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!
راه ۲۰: وقتي كسي لباس تازه مي‌خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته!
راه ۲۱: صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!
راه ۲۲: روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين!
راه ۲۳: وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي‌بينين بگين چقدر پير شده!
راه ۲۴: وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي‌كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!
راه ۲۵: چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين!
راه ۲۶: بادكنك بچه ها‌رو بتركونين!
راه ۲۷: مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين!
راه ۲۸: وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي‌كنه بهش بگين كه موي بلند بيشتر بهش مياد!
راه ۲۹: بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!
راه ۳۰: كليد آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!
 
راه ۳۱: ايميل‌هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!
راه ۳۲: توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري، بي موقع دست بزنين!
راه ۳۳: هر جايي كه مي تونين، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش يا كفش دوستتون بهتره!﴾
راه ۳۴: حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!
راه ۳۵: نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!
راه ۳۶: دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين!
 راه ۳۷: عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!
راه ۳۸: پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين!
راه ۳۹: با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!
راه ۴۰: شيشه هاي سس گوجه‌فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين!
راه ۴۱: موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!
راه ۴۲: توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته‌ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!
راه ۴۳: شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!
راه ۴۴: توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!
راه ۴۵: توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!
راه ۴۶: جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل‌ها رو عوض كنين!
راه ۴۷: يكي از پايه‌هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!
راه ۴۸: توي مهموني‌ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!
راه ۴۹: چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!
راه ۵۰: ورقهاي جزوه ۳۰۰ صفحه‌اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي‌پاتي بذارين، يه بر هم بزنين، بعد بهش پس بدين!


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1384 توسط محمد
تحليلي بر رابطه زن و مرد و طرز تفکر زنان


اگر او را ببوسيد، شما يک آقا نيستيد.

اگر او را نبوسيد، اصلا مرد نيستيد!

اگر از او تعريف کنيد، او فکر مي‌کند داريد دروغ مي‌گوئيد.

اگر او را ستايش نکنيد، شما براي چه خوبيد؟

اگر شما هميشه با او موافق باشيد، شما يک زن ذليل هستيد.

اگر موافق نباشيد، شما او را درک نمي‌کنيد!

اگر زياد او را ملاقات کنيد، شما خيلي عجول هستيد.

اگر زياد او را ملاقات نکنيد، او شما را به خيانت متهم مي‌کند!

اگر خوب لباس بپوشيد، شما يک بچه سوسول هستيد.

اگر نپوشيد، شما يک پسر کودن هستيد!

اگر شما حسود باشيد، او مي‌گويد که اين خيلي بد است!

اگر حسود نباشيد، او فکر مي‌کند که شما دوستش نداريد.

اگر کوشش کنيد تا رابطه‌اي دراماتيک بسازيد، او مي‌گويد شما قدر او را نمي‌دانيد.

اگر کوشش نکنيد، او فکر مي‌کند شما دوستش نداريد!

اگر شما يک دقيقه تاخير کنيد، او غر خواهد زد که منتظر بودن سخت است.

اگر او تاخير کند، خوب اين يک روش زنانه است!

اگر شما مرد ديگري را ملاقات کنيد، شما از وقت خود خوب استفاده نکرده‌ايد.

اگر او با خانم ديگري ملاقات کند، خوب اين کاملا طبيعي است. آنها زن هستند!

اگر شما فقط گاهي او را ببوسيد، او ادعا مي کند شما سرد هستيد.

اگر شما زياد او را ببوسيد، او فرياد خواهد زد که داريد از او سو استفاده مي‌کنيد!

اگر شما به زن ديگري خيره شويد، او به شما مي‌گويد که سبک هستيد.

اگر او به مرد ديگري خيره شود، او خواهد گفت که او فقط خوش تيپ است!

اگر شما صحبت کنيد، آنها مي‌خواهند که شما شنونده باشيد.

اگر شما شنونده باشيد، آنها مي خواهند که شما صحبت کنيد!


خلاصه آنکه:

چيزهاي ساده مي‌توانند در عين حال پيچيده نيز باشند.

چيزهاي ضعيف مي‌توانند در عين حال قدرتمند نيز باشند.

 
چيزهاي مغشوش نيز مي‌توانند در عين حال مطلوب باشند.


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1384 توسط محمد
بدينوســيله ما مردان محــترم كره زمين و حومه كه از قوانين و مقـررات و آيين‌ها و اين كارو بكن، اين كارو نكن‌هائي كه نامردانه از سوي جامعه نامرد زنان بر ما تحميل گرديده و بدجوري حالمان را گرفــته به تنگ آمده‌ايم،‌ بر آن شــديم كه از سوي هيئت مردان كره زمين و حومه، حرفها و نظــرات خود را توسط اين اعلانيه به گوش زناني كه حقوق ما مردان را پايمال ميكنند برسانيم. و از آنجا كه كليه موارد زير در يك درجه اولويت قــرار دارند، شماره موارد، همه «1» خواهد بود:

1- درست است كه ما بعضي مواقع به شما فكر نميكنيم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه؟ چرا اينو درك نميكنين بابا؟

1- وقـتي جايي داريم ميريم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشين قشنگه و بهتون مياد! اينقــدر سئوال نكنيد!

1- چپ ميريم‌، راست ميريم،‌ آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه آبغوره‌گيري بزن پول توشـه!

1- بابا هرچي ميخواين رو راست بگين! چرا طفـــره ميرين؟ به ما چه كه شوهرخواهرت براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورتون چيه؟!

1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟

1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه»‌ جوابمو بدي كافــيه! دليل و برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!

1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن كن!‌

1- اگه ميگي 17 ماهه كه سردردي داري و نميشـه بهت نزديك شد،‌ پس قضــيه جديه! برو پيش دكـتر خب!

1- بابا! بنزين زدن كه كاري نداره!! جون مادرت خودت بزن!‌

1- اگه يه چيزي گفـتيم كه ازش دو جور برداشت كرد، به خدا منظـور ما اون برداشـت خوبه بوده!‌ آتيش به پا نكن!

1- حسودي نكن نوكرتم! بهـت هم بر نخوره! خدا چشم داده براي ديدن و لذت بردن از زيبائي‌ها!

1- آخه من نوكرتم! تمام زندگيمون كه نميتونه مثل اون سه چهار هـفـته اول باشـه! چرا نميفهــمي؟

1- بابا! من كه علم غيب ندارم، از اونچه كه تو كله سركار خانوم هم ميگذره خبر ندارم! از روي چشمات هم نميفـهمم چــته! زبون كه داري ماشــالله! خودت بگو دردت چيه!

1- وقـتي ميپرسم «چه شـده؟» و تو ميگي «هيچي!»، ما كه ميدونيم داري دروغ ميگي و «يه چيزي شـده!» ولي به روي خودمون نمياريم كه درگير عواقب وخيم بعــدي‌اش نشــيم!
... همين!

نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1384 توسط محمد
سلام این رو که دارم می نویسم پاسخ به نظرات شما در مورد یکی از پستها  که قبلا نوشته بودم از اینجا اون پست رو بخونید(نظرات کاربران رو هم یک نگاه بندازید)

مردها كلا به سه گروه اصلي تقسيم ميشن:‌


گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن! (ديگه خودتون تا آخرشو بخونين!‌)‌


گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كرده‌اند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن!


آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن! اين گروه ميرن فقيه ميشن و مرجع تقليد مسلمين جهان!

******

و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:‌


گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن!


گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن!


گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن!


گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (‌ميانگين!)‌ آرزوي مرگ كنن!


گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (‌ولي هستند!!)



حالا يكي بي زحمت به ما بگه كي بود كه ميگفت زن هاي ايراني در جامعه ما نقش چنداني ندارند؟!



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم دی 1384 توسط محمد
آقا به خدا من از اول متاهل نبودم! روزگار به اين روزمون انداخت!


همه‌اش از اون روز سرد پاييزي شروع شد...


اون روز، هوا سرد بود. پاييز بود. يعني در واقع يک روز سرد پاييزي بود! من مثل آدم توي خيابون داشتم راه ميرفتم. يکهو يه نفر صدام کرد:
- آقا ببخشيد؟


برگشتم. چشمام توي چشماش افتاد. يه لحظه خشکم زد. انگار يخ زده بودم. چه چشمايي داشت. زيبا، دلربا، فريبنده، و «صورتي»! يعني لنز گذاشته بود؟! يا اصولا PINK بود؟ نميدونم!


يه روسري آبي داشت و يه مانتوي زرد که بعدها فهميديم زرد نبوده و سبز کمرنگ بوده!


به سختي تونستم جوابش رو بدم:


- بـ..بـ.. بعله؟!


خنديد و سرش رو پايين انداخت.
(تفسير: حالا يا از خجالت بود يا اينکه ميخواست ببينه پاچه‌هاي من که بعدها قراره گاز گرفته بشه از چه جنسي‌ان!)‌


با مظلوميتي وصف ناشدني جوابم رو داد:‌


- ببخشيد دوزاري دارين؟!


و زندگي ما با يک دوزاري شروع شد!


با هم نقاط مشترک زيادي داشتيم. هر دومون سيب‌زميني سرخ کرده دوست داشتيم، هر دومون گوجه‌فرنگي نميخورديم، هر دومون آدامس اوربيتس اکاليپتوس دوست داشتيم. هردومون از اتو کشيدن بيزار بوديم، و هردومون سريلانکا نرفته بوديم. ديگه چي؟؟ مم.. همين!


اولش با خودم فکر ميکردم که آخه پسر به اين خوش‌تيپي (‌خودمو ميگفتم‌ها!)‌ حيف نيست به اين زودي خودش رو درگير زندگي مشترک کنه و حروم بشه؟! ولي بعدها، نظرم عوض شد. با خودم ميگفتم:‌ ديدي پسر به اين خوشتيپي حروم شد رفت؟! (خودمو ميگفتم‌ها!)


اون روز سرد پاييزي... لعنتي!


آخه يکي نبود بگه بابا جون من! ظرفهاي يه نفر کم بود که حالا خودت رو انداختي تو هچل و بايد ظرفهاي خانومت رو هم بشوري؟ آخه آدم عاقل! با کسي مزدوج ميشدي که اتو کردن دوست داشته باشه! آخه مرد حسابي...!


به خدا من از اول متاهل نبودم!
من اولش آدم بودم!



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم دی 1384 توسط محمد



نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم دی 1384 توسط محمد

هر جا شنيدي حسين حسين ميگن برو شام مي دن ! هر جا شنيدي علي علي ميگن نرو  ماشين هول ميدن !

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم دی 1384 توسط محمد

شعر ارسالی توسط الهه خانم !

می شود راه دلت را به دلم باز کنی
با من امشب غزل تازه تری ساز کنی
دیدگان من دلخسته به دیوار بماند
کاش غرور بشکنی و راز دل ابراز کنی
دلم از دست بشد از غم بی هم نفسی
کاشکی با دل من یک سفر اغاز کنی
کوچه های دل من باز به بن بست رسید
می شود راه دلت را به دلم باز کنی؟



نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم دی 1384 توسط محمد
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما دوستان عزیز , به ایران جنرال خوش آمدید امیدواریم مطالب وبلاگ برای شما آنقدر جذابیت داشته باشه که دوباره شما رو در ایران جنرال ببینیم , دوستانی که مایلند با ایران جنرال تبادل لینک کنند بعد از لینک دادن ایران جنرال در وبلاگ خود به ما اطلاع دهند تا لینک شما در وبلاگ قرار بگیره و حرف آخر این که دوستانی که مطالب وبلاگ رو کپی می کنن لطفا لینک ایران جنرال رو هم بنویسن! پايدار باشيد محمد

ارسال مطلب :
mohammad_lavizan@yahoo.com
آدرس های دیگر برای ورود به وبلاگ :
www.irangeneral.ir
www.irangeneral.not.ir
www.irangeneral.coo.ir
www.irangeneral.sub.ir
www.irangeneral.blogfa.com
mohammad_lavizan@yahoo.com
Blog Skin