تبليغاتX
ایران جنرال www.IranGeneral.ir

ایران جنرال www.IranGeneral.ir
 
شاد زيستن بهترين هنر است || پس هنرمند باش مثل ايران جنرالي ها



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1384 توسط محمد

يواش...................................................................................آه...................

........اوه.........................................اوخ....................................فشارنده درد داره.....................................................................................توف بزن ليزش كن...............................................................آي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ..........................................................كاش قبل عروسيمون مي گفتي.............................................آخ.....................................................بالاخره رفت تو........................................................چه انگشتر تنگي

فکر بد نکنید انگشترش یکم فقط تنک بود این دیگه فکر بد کردن نداره که!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1384 توسط محمد

دوستان عزيز لطفا نظر بديد !   اگه از مطالب وبلاگ استفاده مي كني  لينك وبلاگ ما به عنوان منبع يادتون نره!

يك دختر در حمام...

 1ـ لباساشو رو درمياره؟ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره.

 2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته؟ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو؟ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.

 3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت؟مو؟ بدن؟ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان.

 4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده؟ پرپشت كننده؟ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده.

 5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره.

 6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا 60 ميشماره.

7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه.

 8 ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي!!!!

9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه؟ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته.

 10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده.

11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت.

12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه.

13ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه.

 14ـ 48 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه.

يك پسر در حمام...

 1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق.

 2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم.

 3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه.

 4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش..

5 ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره.

 6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون.

7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره.

 8 ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا !

 9ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ?كر كر ميخنده .

 10ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش.

 11ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش.

12ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه)

 13ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق.

14ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و 2 دقيقه اي لباس مي پوشه

همیشه شاد باشید محمد



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 توسط محمد

خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. !! اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

*******

يه روز يه زن 13قلو داشته 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نمي ان ميره دكتروبا نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نمي ان نكنه كه من اصلا"حامله نيستم دكتره ميگه خيلي خوب حالا بورو اونجاتا معاينه ات بكنم وقتي كه سونوگرافي ميكنه توي مانيتور ميبينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهست و1نفر انها پسر و پسره دستش رو گذاشته بودرو شكم مامان و مي گفت جون داداش چي اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون

********

به تركه ميگن علي يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون

 

****

 

خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 توسط محمد
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)
 
 عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)
 
 عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)
 
 عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي  فامیل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)
 
 عروس خجالتي: اوهوم
 
 عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره....
 ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)
 
 عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
 
 عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
 ( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)
 
 عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)
 
 عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)
 
 عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم XXX لقت)



نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 توسط محمد

يه چي مي گم نظر بديد ! دخترها مفيد تر هستند يا پسر ها تو جامعه!! من جوابشو مي دنم هااااااااا ولي مي خوام نظر شما رو بدونم !



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 توسط محمد

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم


اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
 

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
 

اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
 

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
 

اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
 

اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
 

اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني


ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
 

ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال


ميشي برام ماه شباي بي سحر
 

ميشي برام ستاره ي راه سفر
 

ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
 

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
 

براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم
 

براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم

 

گفتم اين و بنويسم که دوست دارم عزيزم

منبع : نسیم من



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 توسط محمد
سلام این یک بیت شعر از فاطی جوووووون

برای ارزوهایم که می میرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد

                                                                                                                          



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 توسط محمد

باریتم ملایم خوانده شود!

علافیم وبیکاریم

از زندگی بیزاریم

خدا خودش می دونه

نه پول داریم,نه خونه

زن پیشکشش ,بمونه

!!!دنیا اینطور نمونه؟

منتظر     فرداییم                       ولی  همه  میدانیم

فردا هم مثل امروز                     همه اینطوریم,ویلانیم

آرزوشده ,امیدمون                    رویا شده زندگیه مون

خدا خودت کمک کن                    جوونها   را   یاری  کن

جوونهای ما زن می خوان             زنهای ما خرج می خوان

دخترا  شوهر می خوان                  پسرها  غیرت  می خوان

دخترا عفت  می خوان                      پسرها  همت  می خوان

اگه   باشیم  اینطوری                         دنیا  می مونه  اینجوری

قتل و غارت و تجاوز                    بدبختی         و       تهاجم

خود کشی   و  نا امیدی                    بیچارگی     و   بی امیدی

اکس وپارتی و سیگاری                 برای ما نمیشه هیچ کاری

جوونهای  خوب  بیدار شیم                 از  رو یاها   جدا   شیم

تا  زندگی  بهتر  بشه                         آینده  از  آن  ما  بشه

عشق  کنیم و کیف  کنیم                      دنیا را یه روز فتح کنیم

شعرم  دیگه  تموم  شد                      نفهمیدیم؟! حروم   شد

بچه ها بشینیم دعا کنیم                      خدا  را  التماس  کنیم

 شاید که راهی باز شه                         (احمد )  دیگه  آدم شه



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم آذر 1384 توسط محمد
آخه من از دست بعضي دخترا چكار كنم يك دختر خانم محترم ميل زده و گفته وبلاگ رو جمع كن بابا همش داري دختر ضايع مي كني !!! (حالا كلي از حرفاشو سانسور كردم) تو اين وبلاگ كسي نمي خواد دختر يا حتي پسر ضايع كنه اگه از دخترا بد مي گيم جنبه طنز داره ما ضد پسر ها هم مطلب مي نويسيم اينجا رو برو بخون ما فقط مي خوايم شما شاد باشين همين  ممنون از شما

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 توسط محمد

چرا ازخودت نظر در نو کونی  جیــــــــــــــــــــــــــــــگر



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 توسط محمد

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 توسط محمد

وقتي آموزگار گفت : عشق چند بخشه ؟ يه بار دستم رو از بالا تا پايين آوردم و با خوشحالي  گفتم : يك بخش ! ولي وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه : ۱ عطش ديدن تو ۲ شوق با تو بودن ۳ اندوه بي تو بودن



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 توسط محمد

فریاد سیاهی است به نام آه

رشته کوهی است به نام آرزو

و رودخانه ای است به نام عشق

که به دریای صفا می ریزد

زندگی یعنی عشق، محبت، امید و آرزو

که در آخر به بیابانی به نام وداع منتهی می شود



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 توسط محمد

ضایع شدن هم  بد دردی به خدا !!!



نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1384 توسط محمد

هه هه هه هو هو هو کل ميزني با من تو ياهو

هه هه هه هو هو هو کل ميزني با من تو ياهو

عمريه تو اين روما سر ميزني مخ ميزني و هي کل ميزني

بچه جون مگه تو بيکاري که جز اين کاره ديگه اي نداري

چپ و راس ميگي من هک ميکنم هر کي تو روم باشه دک ميکنم

آخه جز چت تو چي ميدوني خداييش عينه يه گاو مي موني

هه هه هه هو هو هو کل ميزني با من تو ياهو

هه هه هه هو هو هو کل ميزني با من تو ياهو

هر رومي که ميرم تو هم مياي تنت مي خواره ديگه هي فحش مي خواي

صد بار تو رو زايع کردم بگو ديگه از جون من چي ميخواي؟

کاسه کوزه رو جم کن بريم بابا وقت خوابته جيش / بوس / لالا



نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1384 توسط محمد
 

مصيبت:ستم ،حظور و غياب کردن در هر جلسه.
 

عمه خوانم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.سابقه دار .کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .
 

خشونت طلب:دشمن شماره 1 جامه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.
 

عمو يادگار:بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان وردی 68.
 

جواد:هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.
 

با حال:استادی که در جلسه امتحان تقلب نگيرد.ميان ترمها را تصيح نکند .حظور و غياب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.
 

ضد حال :مراقبی که جای دانشجويان را در جلسه امتحان عوض کند.
 

دوزار:ده شاهی :مدرک دانشگاه آزاد.
 

سشوار :وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.
 

شناسنامه:مشخصات استلاحاط"دانشجويی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجويی همره با تعداد واحد های يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.
 

عشق و صفا:آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پيان دوران کلش کلش.آشنايی بيشتر با وزير جنگ.
 

جوشکار:متخصّ در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.
 

آب خنک:خوردن ان معادل اخراج است.پاداش فعاليت های سياسی.چيزی که به وفور يافت ميشود.
 

کبريت بی خطر :دانشجويی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام ميدهد.دانشجوی غير سياسی.مصداق ضرب المثل "اهسته بيا تا گربه سلف شاخت نزنه".
 

سوتی:سه کردن .ضايع بازی .کسی که در نقليه دانشگاه با بوق به زمين بخرد.دانشجويی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته يادش برود.دانشجويی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.
 

هيت پاکسازی:دانشجويی که هميشه در سلف و تريا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.
 

بد شانس:مشروط با معدل 11،98 يا 11،99.
 

شمع و گل و پروانه:دانشجويانی که در جلسه امتحان کنار هم بشينّند.
 

بدل کار : جانشين.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند يا دنبال نمره برود.فداکار.
 

زوج خوشبخت:کسانی که در دانشگاه دست همديگر را ميگيرند تا گم نشوند.نديد.پديد.



نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم آذر 1384 توسط محمد
 

پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲-کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.
 

دخترها:


 ۱- با ماشين ميرن دم بانک.
 ۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
 ۳- به خودشون عطر ميزنن.
 ۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
 ۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
 ۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
 ۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
 ۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
 ۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن.
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن.
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
۴۵- ...



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم آذر 1384 توسط محمد
 

منوچهر نوذري، هنرمند باسابقه تئاتر، سينما و تلويزيون به دليل عارضه ريوي و عفونت كليوي امروز (چهارشنبه) در بيمارستان مدرس تهران درگذشت.
 نوذري از اواسط ماه گذشته به دليل عارضه كليوي در بخش دياليز بيمارستان مدرس بستري شد.
 
 گزارش ايرنا به نقل از دفتر مديريت بيمارستان مدرس حاكي است، نوذري امروز كه مدتي در بخش مراقبت‌هاي ويژه اين بيمارستان بستري بود، دارفاني را وداع گفت.
 
 نوذري از پيشكسوتان عرصه بازيگري، دوبلاژ و مجري، در عرصه سينما، تلويزيون و تئاتر، فعاليت هنري خود را از سال ‪ ۱۳۳۲‬آغاز كرد.
 
 وي از سال ‪ ۱۳۳۸‬وارد سينما شد و در فيلم‌هايي چون «امير ارسلان نامدار»، «گوهر شب‌چراغ»، «خيالاتي» و به تازگي در «چند مي‌گيري گريه كني» و مجموعه‌هاي مختلف تلويزيوني مانند «كوچه اقاقيا» نقش آفريني كرده بود.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 توسط محمد

دختر زرنگ + پسر زرنگ = دعوا

دختر زرنگ + پسر احمق =عشق

پسر زرنگ + دختر احمق = سکس

دختر احمق + پسر احمق = ازدواج

اینم درس امروز



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 توسط محمد

 

گه يه روز فهميدی ۱۰۰۰ نفر دوست دارن بدون يکيشون منم

اگه يه روز فهميدی ۱۰۰ نفر دوست دارن بدون يکيشون منم

اگه يه روز فهميدی ۱۰ نفر دوست دارن بدون يکيشون منم

اگه يه روز فهميدی ۱ نفر دوست داره بدون اون منم

 اگه يه روز فهميدي هيچكس دوست نداره بدون من مردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم آذر 1384 توسط محمد

من موندم چرا نظر نمی دید! نظر دادن مطمئن باشد نه پولیه نه گناه  !!   پس نظر بدید



نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1384 توسط محمد
 زن : خيلي بزرگه ...
 
مرد : عادت ميکني ...
 
زن : از پشت درد ميگيره ...
 
مرد : عيب نداره جا باز ميکنه ...
 
زن : نميخوام ...
 
مرد : توش ناراحتي ؟ ...
 
زن : آره ...
 
مرد : باشه يه کفش ديگرو امتحان کن !!. 
 


نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1384 توسط محمد

صفحه اول

صفحه دوم

صفحه سوم



نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1384 توسط محمد



نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1384 توسط محمد

حرفی نزن چيزی نگو

فقط بزار گريه کنم
 

         ميخوام با بارون چشام

                                                   فاصله  رو پر بکنم
        

       ترک ترک دلم شکست

 کسی به دادم نرسيد

                                   

      گريه های تنهايی مو


                                             هيشکی به جز خودم نديد



نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آذر 1384 توسط محمد
درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما دوستان عزیز , به ایران جنرال خوش آمدید امیدواریم مطالب وبلاگ برای شما آنقدر جذابیت داشته باشه که دوباره شما رو در ایران جنرال ببینیم , دوستانی که مایلند با ایران جنرال تبادل لینک کنند بعد از لینک دادن ایران جنرال در وبلاگ خود به ما اطلاع دهند تا لینک شما در وبلاگ قرار بگیره و حرف آخر این که دوستانی که مطالب وبلاگ رو کپی می کنن لطفا لینک ایران جنرال رو هم بنویسن! پايدار باشيد محمد

ارسال مطلب :
mohammad_lavizan@yahoo.com
آدرس های دیگر برای ورود به وبلاگ :
www.irangeneral.ir
www.irangeneral.not.ir
www.irangeneral.coo.ir
www.irangeneral.sub.ir
www.irangeneral.blogfa.com
mohammad_lavizan@yahoo.com
Blog Skin