تبليغاتX
×××ایران جنرال××× www.IranGeneral.ir ×××
شباهت های ازدواج با سربازی
آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذكور جامعه: ...

 

آيا تا كنون با خود انديشيده ايد كه به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟

 

چرا از قديم و نديم گفته اند كه تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!

 

چرا اكثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!

 

 

چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري كه هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!

 

و چرا اكثر پسرهايي كه قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشكلاتي مواجه مي شوند؟!

 

هدف از طرح اين سوالات ، آماده كردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه ميباشد !

 

پاسخ تمام سوالات فوق در يك جمله خلاصه مي شود و آن اين است كه ( خدمت سربازي يك دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انكار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است كه از ديرباز ، در اكثر كشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذكور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترك را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نكنند !

 

 

و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

 

۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي كچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، كچلت خواهند كرد ! البته اين كچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترك توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، كندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند كه اين كچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون كل پا مي شيم !

 

 

۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان

 

 

۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه اكثر سربازي رفته ها و اكثر مردان متاهل متفق

 

القول هستند كه در اين ايام ، هر روز به اندازه يكسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حكم ساعت را پيدامي كنند كه به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !

 

 

۶- و در نهايت اينكه چند ماه پس از آنكه كارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت كرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد كه : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است كه تازه دوزاريتان جا مي افتد كه با اين كارت و قباله نه كاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر كه شما را به بهانه آنها در اين راه وارد كرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد كه تنها مورد استفاده اي كه براي شما خواهند داشت اين است كه مي توانيد از آنها براي امانت دادن به كلوپ جهت كرايه فيلم استفاده نماييد !!!

 

و يا منزل مسكوني مشترك ( خانه بخت ) ، هر مردي يك فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود كه اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خودرا بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي كشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !

 

۳- شباهت سوم در اين نكته اقتصادي خلاصه مي شود كه چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي كه در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست كه كفاف بر طرف كردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز كردن و يا خرج كردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم كه جان بكنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد كرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يكي بايد كار كنه تا اون يكي حال كنه !

 

۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو كردن است ! بدين معنا كه هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است كه قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي كند كه اي كاش هنوز هم در كنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد كرد كه چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا كه در پادگان و خانه مشترك ديگر كسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، كسي نازش را نمي كشد و ... و فقط خود اوست كه مسئول انجام تمام كارهاي شخصي اش و نيز كارهاي چند نفر ديگر مي باشد !

لينك ثابت | نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 1:8 توسط الهه |
کلاسهاي آمادگي آقايان جهت رسيدن به سطح هوشي يک خانم (طنز)

هدفهاي آموزشي: کلاسهاي آمادگي دايم براي مردان تا عضوي از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوي که آنان منکر وجود آن هستند.

برنامه: ۴ واحد اجباري

واحد ۱ : کلاسهاي اجباري
۱. بياموزيم چگونه بدون مادرمان زندگي کنيم.(۲۰۰۰ ساعت)
۲. زن من مادر من نيست.( ۳۵۰ ساعت)
۳. تمام درآمدم را به زنم مي دهم.(۵۵۰ ساعت)
۴. مي فهمم که فوتبال ورزش نيست و رونالدو يک ابله است.(۵۰۰ ساعت)
۵. زن من پرستار من نيست.
۶. زن من کلفَت من نيست.

واحد ۲ : زندگي مشترک
۱. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(۵۰ ساعت)
۲. من ديگر به دوره هاي دوستانه ي زنم دوره ي احمقها نمي گويم.( ۵۰۰ ساعت)
۳. ترک اعتياد به بازي کردن با کنترل از راه دور تلويزيون.( ۵۵۰ ساعت)
۴. من ديگر سر پا ادرار نمي کنم. من پيشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم….( تمرين عملي همراه با نوار وي ديو ۱۰۰ ساعت)
۵. من ديگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمي گيرم.
۶. چگونگي انتقال لباسهاي کثيف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( ۵۰۰ ساعت)
۷. چگونگي بهبود يافتن از سرماخوردگي بدون از دست دادن اميد به زندگي.
( ۲۰۰ ساعت)
۸. چگونگي به تنهايي لباس پوشيدن،به تنهايي لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.

واحد ۳ : تفريح و سرگرمي
۱. اتو کشي در دو مرحله:
الف) يک پيراهن در کمتر از ۲ ساعت
ب ) تکرار با ديگر لباسها ( تمرين عملي)
۲. تميز کردن خانه… فعاليتي مطلوب و دلپذير.
۳. فراموش نکردن بيرون بردن زباله ها.
۴. به خاطر سپردن معناي جاروبرقي: وسيله اي براي تميز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع مي کند.( براي استفاده ي بهتر به بخش ۱ واحد ۴ توجه کنيد.)
۵. چگونگي استفاده از دستمال گردگيري.
۶. جمع کردن خرابکار يها بعد از انجام تعميرات در خانه.
۷. بياموزيم معادل زنانه ي + نشستن جلوي تلويزيون ; ، + ايستادن کنار اجاق گاز; نيست.

واحد ۴ : کلاس آشپزي
سطح ۱ (مقدماتي): وسايل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه

سطح ۲ ( پيشرفته): درست کردن اولين سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرين عملي: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانيد.)

سطح ۳ ( تخصصي): درست کردن چاي بدون فراموش کردن آب و چاي، و دم کردن آن داخل قوري و نه کتري.

سطح ۴ ( عالي): تعارف کردن چاي بدون اين که نصف آن در نلبکي بريزد

 

لينك ثابت | نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 17:40 توسط محمد |
فوايد قطع برق !

طنز- حسین قدیانی:
اين رفتن برق، از آن تهديدهايي است كه ما اگر يك جو عقل در كله‌مان باشد مي‌توانيم آن را تبديل به فرصت كنيم.


يعني ۴ ساعت خاموشي در هر روز، ظاهرش چيز بدي است اما يك مقدار كه بيشتر در موضوع غرق شويم(حالا مواظب باشيد زياد جلو نرويد، همين نزديكي‌ها شنا كنيد!) ملتفت مي‌شويم اتفاقا رفتن برق و خاموشي‌هاي گسترده چقدر مي‌تواند منشأ بركات فراوان باشد.

يعني ما اگر معرفت داشته باشيم بايد بابت قطع برق، دست وزارت نيرو را هم ببوسيم و خدا را از خلقت همچين وزارتخانه‌هايي شاكر باشيم.

حالا از شانس بد شما برق اينجا رفت. فعلا تا دو ساعت ديگر كه برق بيايد… هرچه منتظر مانديم برق نيامد بنابراين فوايد قطع برق را فردا پيگيري مي‌كنيم.

اجازه بدهيد تا برق نرفته، فوايد قطع برق را به سرعت برق (البته از نوع نرفتني‌اش) بگويم و رد شوم:


تقويت روحيات هنري: زمان خاموشي مي‌توانيم با استفاده از چراغ گازي يا گردسوز و سايه‌اي كه روي ديوار تشكيل مي‌شود، از حركات دست و انگشتان براي درست كردن چهره حيوانات روي ديوار بهره‌برداري كرده، مفت و مجاني يك «انيميشن» درست كنيم.

سحرخيزي: مي‌توانيم همراه با اصناف كه از ساعت ۵/۸ به بعد بايد كاسبي را در سر چراغي، بي‌خيالي طي كنند ما هم به رختخواب رفته، زودتر بخوابيم، از آن طرف زودتر بلند شويم. اصلاً خوب است دولت بخشنامه كند كه از اين به بعد خريد مانتو و كيف و كفش و ميوه و… بايد از ساعت ۵ صبح تا ۵/۷ باشد و متخلفان طبق قانون مورد پيگرد قانوني قرار گيرند.

تذكر قيامت: خاموشي گسترده باعث مي‌شود كه ما ياد تاريكي شب اول قبر بيفتيم. از آن طرف، نه كه با رفتن برق، كولرها هم از كار مي‌افتند ما مي‌توانيم ياد گرماي روز محشر بيفتيم. جان شما با اين وزارت نيرو جاي ما عمراً موتورخانه جهنم باشد.

نيامدن مهمان سر زده: يكي ديگر از فوايد قطع برق اين است كه چون هنگام رفتن برق، اف‌اف منزل كار نمي‌كند، لذا ما متوجه آمدن مهمان سرزده نمي‌شويم. با اين تورم ۷۰ درصدي نه ۲۰ درصدي يك مهمان كه براي آدم بيايد، دست‌كم بايد ۵۰ هزار تومان پياده شد كه وزارت نيرو از اين جهت هم باعث خير شده است.

مديريت بحران: قطع برق باعث اختلال كار بسياري از مراكز مهم كشور مي‌شود كه خود همين باعث مي‌شود ما با مديريت بحران در مقام عمل آشنا شده و بدون نياز به مانورهايي كه هرازچندگاه برگزار مي‌كنيم، روزي ۲ بار مانور بدهيم تا مديريت بحران‌مان خوب شود…
نخواندن دروغ ۱۳: وقتي برق رفته باشد آدم نمي‌تواند روزنامه بخواند به طريق اولي دروغ ۱۳ هم نمي‌تواند مطالعه كند. لذا بهترين راه باخبر شدن از اظهارات دكتر الهام، گوش سپردن به راديو است. البته بد هم نيست بالاخره ما فراموش نكنيم كه به جز كامپيوتر و لب‌تاپ و ماهواره و تلويزيون و موبايل، وسيله‌اي به اسم راديو هم احياناً هست.

… باز هم برق رفت. ما را بگو كه مي‌خواهيم از فوايد قطع برق بنويسيم و وزارت نيرو را تحويل بگيريم. حالا اگر خودشان نمي‌خواهند تقصير ما چيست؟

همشهری آنلاین

لينك ثابت | نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 13:40 توسط محمد |
مردها مثل..........هستند.
 1-  مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه

     2-  مي دونيد
مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه از اون هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره

     3-  مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن  نميشه باور کرد

     4-  مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند

     5-  مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد

     6-  مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند.

     7-  چرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قطد رانندگي اون را ندارند؟

     9-  مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند

     10-  مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم

     11-  مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره  و کي قطع ميشه

     12-  مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد

     13-  مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.

 

خانوما سرشون گیج نره....

لينك ثابت | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 19:42 توسط محسن |
لغت نامه ي مهندسين در جلسات کارفرماها!!!!


1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!

3. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم!

4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !

5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!

6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!

7. ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!

9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!

11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!

12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!

13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!

14. تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!

15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد!

16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد، نبوده اند!

18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!

19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!

20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد!

پایدار باشید محمد

لينك ثابت | نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 9:0 توسط محمد |
کار مفید که در کمتر از ۱۰ دقیقه می‌توانید انجام دهید
بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:

۱- عدم استعمال دخانیات. ________ ۲- پایین نگه داشتن وزن.

۳- تغذیه‌ی مناسب. _____________ ۴- ورزش.

جالب است بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده فقط ۳٪ همه‌ی چهار مورد بالا را رعایت می‌کردند.

اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی می‌شوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم می‌شوند. همه‌ی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خوانده‌ایم و تصمیم گرفته‌ایم آنها را عملی کنیم ولی نکرده‌ایم.
ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.
آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالم‌تری برای خود بسازیم؟

در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها حداکثر ده دقیقه طول خواهند کشید ، فکر می‌کنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:

۱- مسواک بزنید.

۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.

۳- صاف بنشینید.

۴- یک سیب بخورید.

۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.

۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.

۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.

۸- یک لیوان آب بنوشید.

۹- لبخند بزنید.

۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش توییت کنید.

۱۱- یک نفس عمیق بکشید.

۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.

۱۳- کمربندتان را ببندید.

۱۴- دست هایتان را بشویید.

۱۵- به مادرتان تلفن کنید.

۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.

۱۷- خودکاری که نمی‌نویسد را دور بیاندازید.

۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.

۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.

۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.

۲۱- پنجره‌ای را باز کنید.

۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.

۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.

۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.

۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.

۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.

۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.

۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.

۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.

۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.

۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.

۳۲- میز کار و صفحه‌ی نمایشگرتان را تمیز کنید.

۳۳- پنج دقیقه Free Rice بازی کنید.

۳۳- کمی آجیل بخورید.

۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.

۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.

۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.

۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)

۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.

۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!

کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… می‌شوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کنید بخورید.

لينك ثابت | نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:57 توسط محمد |
نامه اي به خدا
سلام
فكر ميكنم اين مطلب قبلآ تو ايران جنرال گذاشته شده ولي خوندن دوباره اون خالي از لطف نيست.


یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن…
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند…
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی…
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند …!!

لينك ثابت | نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 0:53 توسط محسن |